شب هنگام ، کنار برکه ی ساحلی
قورباغه ها از اندام باریک می گفتند..
ماه خجالت زده سر برآورد از شرق
که شنیده است اهل زمین "مانکن "می پسندند...
دیدم ماری خوش خط وخال که قرص لاغری می فروخت..
مار عاشق گنج است !!!
جغدی دیدم سرگردان ،
که موش چاق بهتر است یا لاغر؟!!
آنقدر شکار نکرد که خورشید آمد...
و ماه رفت تا لاغر شود،،
و ساحل غمگین شد ..
که دیگر صورت یار در ماه نبود ،
و کسی به آسمان خیره نشد ..
"" آخر ماه لاغر شد ....""
21/1/92
نظرات شما عزیزان:
شیدا 
ساعت20:57---3 ارديبهشت 1392
واقعا قشنگ بود
مطهره 
ساعت16:20---27 فروردين 1392
|